دفترچه

دفترچه * * * * * daftarche.blog.ir

دفترچه

دفترچه * * * * * daftarche.blog.ir

مهدی و صدرا (بخش اول)

شنبه, ۱۶ خرداد ۱۳۹۴، ۰۳:۰۰ ق.ظ

«یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاکُم مِّن ذَکَرٍ وَأُنثَى وَجَعَلْنَاکُمْ شُعُوباً وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ خَبِیرٌ (حجرات 13)»

********** داستان مهدی و صدرا **********

\ Oo! What are you doing? Take care!‎
 
* اِ! ببخشید حواسم نبود، پات درد گرفت؟!

\ No problem, thank you!‎

* واسه چی تشکر می‌کنی؟ من که پاتو له کردم؟

\ You didn't want to do this, and it was a good thing that you did.‎

* سپاس‌گذارم، کاش همه همیشه به این اتفاقای ناخواسته توجه می‌کردن!

\ Of course, I didn't find it at first but then could change my words.‎

* ماهی را هر وقت از آب بگیری می‌میره، به هر حال ممنونم ازت!

\ من هرچی انگلیسی حرف می‌زنم تو می‌فهمی و بعدش فارسی جوابمو می‌دی، چرا انگلیسی جواب نمی‌دادی خب؟

* اینجا ایرانه، چرا انگلیسی؟ من فهمیدم که داری با دوستات از کلاس زبان میای، آخه از لهجه‌ت معلوم بود داری انگلیسی ایرانی حرف می‌زنی!

\ انگلیسی ایرانی!؟ چه جالب گفتی! انگلیسی که قشنگ‌تره، تو هم که بلدی، پس حرف بزن. فارسی چیه؟ بی‌کلاسه.

* آره، یعنی همون‌طور که لهجهٔ انگلیسی داریم و آمریکایی، همون‌طور هم ایرانی ولی با کلمات زبان انگلیسی. قشنگ‌تر که نی، ولی باید سر باکلاسیش حرف بزنیم.

\ قشنگ‌تره، باکلاس‌ترم هست.

* چرا؟

\ چون وقتی انگلیسی حرف می‌زنم احساس بهتری بهم دست می‌ده، مردمم که همه فارسی حرف می‌زنند، انگلیسی خیلی خاصه و الآن هر کی انگلیسی حرف بزنه، می‌گن باسواده و بهش احترام می‌گذارند.

* خب، منم وقتی فارسی حرف می‌زنم احساس بهتری پیدا می‌کنم، این احساس به‌خاطر طرز فکر آدمه، وقتی انگلیسی حرف بزنیم همون موقع داریم به حرف زدن به انگلیسی هم فکر می‌کنیم و بعد هم اون اوایلش که شما هم اولشی به توجه دیگرانم می‌اندیشیم و با این کار، احساسی می‌شیم و چه آرومش و چه هیجانیش، هر دوشون دروغیه و حتی باعث کم شدن معنی حرفامون می‌شه. قشنگ‌تری ملاک بهتری می‌خواد، مثلاً آهنگین و موزون بودن و یا هر آرایهٔ ادبی دیگه. ازین نظر فارسی جلوتره، منم که گفتم با فارسی احساس بهتری دارم به‌خاطر آینه که با انگلیسی کمی راحت نیستم و در ضمن اصلاً چرا باید ماها که یک عمر فارسی حرف می‌زده‌ایم و کلی از دانش و فرهنگ و تاریخ و هر آموخته‌ای از خودمونو به این زبان نوشتیم ول کنیم بریم انگلیسی حرف بزنیم و یا وقتی راحت‌تریم به این بگیم درخت، چرا باید بگیم tree؟ فرقی می‌کنه بجز در چیزایی که گفتم؟

\ من که نفهمیدم چی گفتی ولی قشنگ حرف می‌زدی! باشه ولی کل دنیا مگه انگلیسی حرف نمی‌زنند؟

* ببخشید کمی سخت گفتم ولی می‌تونی کم‌کم متوجهِ حرفام بشی، کل دنیا نه، بیشتر مردم دنیا به زبان‌های خودشون مثل چینی و اسپانیایی و غیره حرف می‌زنن ولی بیشتر دنیام به این خاطر که انگلیسی بین‌المللی شد، جهانی شد، انگلیسیم بلدن حرف بزنن مثل من، برای مواقع لزوم.

\ مثلاً کی؟

* مثلاً وقتی می‌ریم تو کشور دیگه یا وقتی با رایانه کار می‌کنیم. که البته اینجا هم همه تلاش می‌کنن زبانشونا حفظ کنن، مثلاً برنامه‌ها را به فارسی می‌سازیم برا همین.

\ Ok، خونتون کجاست؟

* خونمون یه جای دور، احتمالاً نمی‌شناسی اگه بگم و مهمم نی، می‌خوای بیای خونمون؟

\ نه، همین‌طوری پرسیدم. با من دوست نمی‌شی؟

* چرا، دوست می‌شم! من اسمم مهدی و کلاس دوم دبیرستانم. تو چی؟

\ من صدرا، کلاس ششمم. چه‌جوری بیشتر ببینمت؟

* من هر روز میام اینجا و ساعت ۲ می‌رم خونه، تلفن همراه داری؟

\ آره، شماره‌مو بنویس: …

+ صدرا! داری با کی صحبت می‌کنی؟ مگه نگفتیم با غریبه‌ها صحبت نکن؟

\ دوستمه، الآن میام بابا.

* سلام آقا! ببخشید وقت پسرتونو گرفتم.

+ دوستت این‌قدر از تو بزرگ‌تره؟ بدو بریم خونه.

* خدا نگهدارتون!

...

\ بابا! زشته. اون پسر خوبی بود.

+ بووود! دیگه نیست، با اون قیافه‌ش. با کسی بگرد که شخصیت داشته باشه.



+ چرا ساکتی؟ یه موزیک برات می‌گذارم که شارژ بشی و بعد می‌ریم بستنی می‌گیریم و می‌ریم خونه.

\ الآن حال موزیک ندارم. بستنی هم نمی‌خوام.

+ این‌ها رو هم اون پسره بهت گفته بگی؟

\ نه.

+ باشه، هر طور میل داری.



\ سلام مامان.

+ سلام.

= Hello my son, How are you?‎

\ خوبم.

= ناراحتی؟ چرا جوابمو درست نمی‌دی؟

\ با بابا دعوام شد. فارسی راحت‌ترم.

= حالا پدر و پسر دعوا را به خونه نیارید. اینجا من حاکمم.

\ چشم.

+ باشه، همسر عزیزم. شما حاکمید.




این داستان ادامه دارد ...

  • موافقین ۱ مخالفین ۰
  • شنبه, ۱۶ خرداد ۱۳۹۴، ۰۳:۰۰ ق.ظ
  • دفترچه

نظرات  (۱)

  • سعید ابراهیمی
  • داستانش قشنگ بود.
    از خودت نوشتی؟؟
    برای من قابل قبوله!
    پاسخ:
    این داستان، شبه واقعیت هستش و باید بخشای بعدیش را ببینی و قضاوت بهتری بکنی.
    سپاس‌گذارم داداش سعید.
    من تو را قبول دارم، تو هم داستان را، من پس داستان را قبول دارم!
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.