دفترچه

دفترچه * * * * * daftarche.blog.ir

دفترچه

دفترچه * * * * * daftarche.blog.ir

۳ مطلب با موضوع «داستان‌های فلسفی» ثبت شده است

إِنَّا کُلَّ شَیْءٍ خَلَقْنَاهُ بِقَدَرٍ (قمر ۴۹)

********** گفتگو پیرامون دانش بشری **********
* صدای چی میاد؟

/ صدای حرف زدن دو نفر توی راهرو.

* نه! منظورم صدای زیرزیر کردن هست. یه صدای موجی میاد که روی اعصابم پیاده‌روی می‌کنه!

/ من چیزی نمی‌شنوم. لابد مشکل از گوش خودته!

* شاید این‌جوری باشه. ولی پس چرا سرم را که به‌سوی دیگه می‌چرخونم دیگه صدا نمیاد، یا صدا کم می‌شه؟

/ نمی‌دونم.

* احتمال می‌دم صدای یه موجه که از دستگاهی داره بیرون میاد و اندازهٔ بسامد و

وَمِنْ آیَاتِهِ مَنَامُکُم بِاللَّیْلِ وَالنَّهَارِ‌ وَابْتِغَاؤُکُم مِّن فَضْلِهِ ۚ إِنَّ فِی ذَٰلِکَ لَآیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَسْمَعُونَ ﴿روم ۲۳﴾

********** داستان مهدی و صدرا (بخض دوم، بخش آخر) **********
* حواست کجاست؟ داشتی شماره‌تو می‌گفتی که یهو …! چی شد؟ اصلاً خوبی الآن؟

\ ببخشید، خسته‌ام، خوابم برد که …

* میون حرفات شکر، منم واسه شماره نگفتم، اینکه پرسیدم، گوشی داری یا نه، می‌خواستم بدونم چقدر ازش استفاده می‌کنی و روش چی ریختی؟

\ روش یه مقدار آهنگ و یه چندتایی آموزش تجوید و چندتا بازی و کتاب وووو همینا دیگه.

* کتاب؟ راستی مگه کلاس دوم نیستی؟ چه کتابایی داری؟

«یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاکُم مِّن ذَکَرٍ وَأُنثَى وَجَعَلْنَاکُمْ شُعُوباً وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ خَبِیرٌ (حجرات 13)»

********** داستان مهدی و صدرا **********

\ Oo! What are you doing? Take care!‎
 
* اِ! ببخشید حواسم نبود، پات درد گرفت؟!

\ No problem, thank you!‎

* واسه چی تشکر می‌کنی؟ من که پاتو له کردم؟

\ You didn't want to do this, and it was a good thing that you did.‎

* سپاس‌گذارم، کاش همه همیشه به این اتفاقای ناخواسته توجه می‌کردن!

\ Of course, I didn't find it at first but then could change my words.‎