دفترچه

دفترچه * * * * * daftarche.blog.ir

دفترچه

دفترچه * * * * * daftarche.blog.ir

دفترچه

اندیشه و کردار «ما»

آخرین نظرات

۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «اندیشه» ثبت شده است

وَ مَا هُوَ بِقَوْلِ‌ شَاعِرٍ قَلِیلاً مَا تُؤْمِنُونَ‌ (حاقه، ۴۱)

daftarche.blog.ir

اگر همهٔ کارهای ذهن را در خیال‌پردازی و اندیشه‌ورزی دسته‌بندی کنیم:


خیال، سرگرمی و ساختگیست، آغاز و پایان ندارد، امید و ناامیدی و خستگی و شادابی ندارد و راه و روش روشنی هم ندارد، هرچه پیش آید خوش آید. می‌تواند پاک و می‌تواند آلوده و ناشایست باشد.

خیال، پیش‌برنده و بازدارنده نیست، تنها ابزارهایی به دست اندیشه می‌دهد.


اندیشه، نقطهٔ آغاز دارد، راه و روش دارد، چشم‌انداز دارد و در سراسر آن چشم به راهی پیش‌برندهٔ اندیشگر است، گاهی پایان دارد و گاهی نه. همیشه پاک است و شایستهٔ ارزش‌گذاری.

ولی با این همه، می‌تواند شادابی به بار آورد و می‌تواند با فرسودگی همراه باشد.

همراهی فرسودگی از این روست که اندیشه همه‌کاره نیست، اندیشگر را فرمان می‌دهد ولی شاید اندیشگر در چارچوب بیرونی گرفتار باشد.


پایان

۰ نظر ۰۹ مرداد ۹۶ ، ۰۶:۰۰
دفترچه

وَ مَا الْحَیَاةُ الدُّنْیَا إِلَّا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ ۖ وَ لَلدَّارُ الْآخِرَةُ خَیْرٌ لِلَّذِینَ یَتَّقُونَ ۗ أَفَلَا تَعْقِلُونَ (انعام، ۳۲)

********** به هر بهانه‌ای آرامش را از خود و دیگران نگیریم **********

daftarche.blog.ir

گاهی می‌گویند میوه‌های ممنوعه کار دست آدم می‌دهند، او را از بهشت بیرون می‌کنند!

می‌خواهم بدانم آن چه بهشتیست که میوهٔ ممنوعه دارد؟ وسوسه و طلب ناجور دارد؟ آیا جهان کنونی

۰ نظر ۰۵ تیر ۹۶ ، ۰۳:۰۰
دفترچه
********** دربارهٔ آزادی من **********

سلامی از جنس آزادی. سال‌های نو بر شما خوش! آزادی، شاید بهترین هدیهٔ یک انسان در دنیا باشد. برایتان آزادی و سلامتی را آرزومندم.

برخی پرسش‌ها به‌گونه‌ای هستند که، به سمتشان رفتن همان پاسخشان است، باور من دربارهٔ زندگی و آزادی هم مانند این پرسش‌هاست. زندگی می‌کنم و از آزادی اندیشه بهره می‌برم تا آن‌ها را پیدا کنم. آیا انسان در این که زندگی کند یا نه، آزادی دارد؟ و آیا روند و چارچوب زندگی را می‌توانیم دگرگون کنیم؟ این گفته‌ها زمانی معنا دارند که از آزادی و زندگی و خودمان و خیلی بستگی‌های دیگر، دید روشنی هرچند اندک داشته باشیم.

۲ نظر ۰۱ فروردين ۹۵ ، ۰۳:۰۰
دفترچه
********** چند لحظه خلوت با خودم **********

امروز را بد گذراندم، یا شاید بد، نه، اصلاً مگر بدی هست وقتی خدا هست؟ یاد مسألهٔ «شر» می‌افتم، یعنی همان مسأله که می‌گوید اگر خدا هست پس چرا شر هم هست؟!

مهم نیست، نه، چرا، مهم هست. مهم هست چون همین چند لحظهٔ پیش منم به همین داشتم می‌اندیشیدم. اندیشه! چیست این اندیشه که همه ازش صحبت می‌کنیم؟!

۱ نظر ۰۱ اسفند ۹۴ ، ۰۳:۰۰
دفترچه
********** بحث عمومی دربارهٔ زمان **********

زمانی را که کودک بودی به یاد داری؟ چقدر از آن یادت هست؟ تو با آن روزت چه فرقی داری؟ اصلاً تو از چه زمانی بودی؟ و زمان از چه زمانی بود؟ زمان پیش تو چه معنایی دارد؟ گذشته چیست؟ اکنون چیست؟ آینده چیست؟ چه اندازه به این پرسش‌ها اندیشیدی؟ چه اندازه برایشان ارزش گذاشتی؟

۳ نظر ۱۶ شهریور ۹۴ ، ۰۳:۰۰
دفترچه